تبليغاتX
روزنامه نگار مسلمان
در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

تسليت عرض  مي‌كنم هجوم سراسري جهان كفر به بلاد اسلامي و پيوستن خون شيعيان در عراق و افغانستان با خون كودكان، مردان و زنان اهل سنت در نواز غزه.


در حالي كه جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در آخرين سفر خداحافظي ديروز خود به طور مخفيانه وارد عراق شد و پيروزمندانه در حال دست دادن با نوري المالكي نخست وزير عراق بود، با پرتاب لنگه‌ كفش‌ از سوي يك خبرنگار عراقي روبرو شد. 

اين خبري بود كه در كمترين زمان در صدر اخبار رسانه‌هاي مختلف جهان قرار گرفت و هر رسانه‌اي در خصوص آن تحليل‌هاي متفاوتي را ارائه كرد.

فارغ از اينكه اين اقدام، يك اقدام شجاعانه و انقلابي از سوي خبرنگار شبكه البغداديه بود نكات زير قابل توجه است:

اي كاش زماني كه آمريكا به عراق حمله كرد و نيروهايش وارد اين كشور شد مردم عراق براي اين جلادها دست تكان نمي‌دادند.

اي كاش اين ميزان كشته‌اي كه عراقي‌ها تا به امروز و در مدت اين ۵ سال اشغال كشورشان داده‌اند همان روز مي‌دادند تا امروز به اين خفت و بدبختي دچار نشوند.

اي كاش زماني كه مجسمه صدام جنايت كار را پايين مي‌كشيدن و با لنگه كفشهايشان آن را مورد هدف قرار مي‌دادند، همان كفشها را آن روز به سوي بوش و سربازان جلادش پرتاب مي‌كردند، تا امروز به اين ذلت نشوند.

 اي كاش اين خبرنگار همان روزي كه بوش اولين بار در جمع خبرنگاران عراقي حاضر شده بود لنگه كفشهايش را به سوي او پرتاب مي‌كرد.

اي كاش اين لنگه كفش همان روزي به سوي آمريكايي‌ها و متجاوزان به عراق پرتاب مي‌شد كه 40 زن و مرد را در ابوغريب مجبور كردند به همديگر تجاوز كنند و بعد آمريكايي‌ها به آنها ببخندنند.

و اين خيانت است كه دولت هاي اسلامي كمك كنند تا آمريكا در عراق و افغانستان تثبيت شوند چراكه هر چه زودتر آنها در اين كشورها زودتر تثبيت شوند زودتر تيغ را بر گردن مسلمانان جهان خواهند كشيد و هر كسي كه به اين امر كمك كند خائن به اسلام و قرآن است.

 امروز پس از پالوده خوردن پادشاه خائن عربستان اين سوال مطرح مي‌شود كه براستي غيرت رهبران كشورهاي عربي و مسلمان كجا رفته است؟

امروز بايد به خوبي دشمن را بشناسيم، نيت دشمن را بفهميم،  هرگز به دشمن حمله نكنيم و چهارم دشمن را به خوبي تبيين كنيم و  به نيت دشمن حمله كنيم.

در آخر يادآوري كنم كه حوصله استعمار بسياز زياد است و بايد حواسمان به انگليس موذي باشد.

*در اين خصوص:

رئيس مجلس عراق تهديد به استعفا كرد

منتظر الزيدي از شيعيان دوستدار ايران است

مقامات قضايي عراق پرونده الزيدي را بررسي مي‌كنند

انعكاس اقدام ضد آمريكائي خبرنگار عراقي در مطبوعات جهان

نيروهاي امنيتي بازو و دند‌ه‌هاي الزيدي را شكستند

يك شبكه لبناني به خبرنگار عراقي پيشنهاد همكاري داد

الزيدي از شيعيان غيور عراق است

رويترز: افكارعمومي ايران به‌شدت از خبرنگار عراقي حمايت مي‌كند

خانواده خبرنگار عراقي: از سرنوشت «منتظر» بي‌خبريم

حزب الله:برخورد اخير با بوش، تعبير آشكار مخالفت ملت عراق با اشغالگري است

همبستگي جهاني با اقدام ضدآمريكائي خبرنگار عراقي ادامه دارد

 

روزنامه‌نگار مسلمان‌/

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 21:39  توسط مرتضي مصباح راد  | 

داشتم خبری را می خواندم که در آن یکی از آقایان که در رسانه خود هر چه می خواهد به دولت و ملت ایران و دیگران و دیگران می گوید، گفته بود كه « اگر فلسطيني بودم عمليات استشهادي مي‌كردم » 

وقتی این مطلب را خواندم یاد این حقه مزورانه افتادم که افراد دو رو در میان جمع انبوهی به فردی توهین می کنند و بعد در جایی جلوت از او معذرتخواهی می کنند.

حالا مثل این آقا است که در روزنامه شیخ قدرت کروبی به ملت ایران در یاداشت مسیح علی نژاد ضد انقلاب فراری مردم را دلفین هایی خطاب می کند که در سفرهای احمدی نژاد بالا و پایین می پرند و یا در یاداشت آقای منتجب نیا دروغها و توهین های زیادی را به احمدی نژاد نسبت می دهد و بعد میگویند که ما منظورمان چیز دیگری بود.

حالا این روزنامه در حرکتی جدید مبارزات ملت مظلوم فلسطین را مورد هدف قرار داده است و حالا این آقا به صراحت دروغ می گوید که « موضع واقعي روزنامه اعتماد ملي دفاع از آرمانهاي فلسطين است »

ولی به شما آقای مدیر مسئول بگویم که شما با هر بار که روزنامه اعتماد ملیتان زیر چاپ می رود با توهینها و تخریبهایی که بر این ملت دولت و شخص احمدی نژاد روا می دارید عملیات انتحاری انجام می دهید  البته ببخشید در آرمانهای شما این جور کارها را «عملیات شهادت طلبانه» می گویند چرا که به توهین به ملت و بویژه احمدی نژاد افتخار می کنید و برای آن سرو دست می شکانید.

 بعد این آقا که بر همه مطالب این روزنامه نظارت می کند می گوید « موضع واقعي روزنامه اعتماد ملي دفاع از آرمانهاي فلسطين است »  و یا « اگر فلسطيني بودم عمليات استشهادي مي‌كردم »

آقای مدیر مسئول توهین نکنید و یا بسیاری از زیر دستانتان و یا بلادستانتان با غربی ها و دشمنان برای لگد زدن به احمدی نژاد و کارهای او پالوده نخورید، عمليات استشهادي پیشکشتان.

اگر شما تصور مي كنيد كه مردم مواضع قبلي شما را از ياد برده‌اند بدانيد كه خيال، خيال باطلي است چراكه مردم بار ديگر براي اينكه به شما و همفكرانتان نشان دهند كه فراموش نكرداند دعواهاي شما در مجلس ششم و یا شلوغ بازي ۱۸ تير را، انتخابات مجلس هشتم را اينگونه كه مي بينيد، با حضور اصولگرايان رقم زدند و برای انکه نشان دهند فراموش نخواهند کرد باز هم انتخابات دهم را با حضور فردی اصولگرا و پر کار و خستگی ناپذیر یعنی احمدی نژاد رقم خواهند زد.

و محمد جواد حق شناس  اعتراف کرد که روزنامه اعتماد ملی روزنامه درویی است چراکه وقتی در روزنامه به مقدسات و شخصیتها توهین می کنید و بعد می گویید موضع اصلی روزنامه چیز دیگری است پش شما ثابت کردید که روزنامه اعتماد ملی درو و ریاکار است.

و در آخر اگر قرار باشد آرمان فلسطین با عملیات شهادت طلبانه شما و امثال شما پیروز شود ما حاضریم هزاران سال دیگر با سنگ به جنگ رژیم صهیونیستی برویم اما شما به قول خودتان عمليات انجام ندهید

روزنامه نگار مسلمان/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 15:28  توسط مرتضي مصباح راد  | 

از همان اولش اشتباه بود

از همان اول

اصلا آمدنت اشتباه بود و نبايد مي آمدي آقاي احمدي نژاد

من با تو مخالفم اما نه از جنس ديگر مخالفانت

من با تو موافقم البته نه از جنس ديگر موافقانت

ايجا دنياي ديگري است

خوب گفته‌اند جهان سوم، اينجا دنياي سوم است نگاه ها غير از ديگر نگاه‌ها است و حرفها غير از ديگر حرفها است، دردها غير از ديگر درد ها است، اصلا مردم اينجا غير از ديگر مردم جهان هستند، اينجا قوانين خودش را دارد.

 احمدي نژاد تو اصلا نبايد به اين دنيا مي آمدي

تو اصلا سياست بلد نيستي اينجا همه سياست بلد هستند، اينجا سياست به غير از جاهاي ديگر است اينجا بايد دروغ بگويي، اينجا مردمي بودن غير از ديگر دنيا است، تو اينجا اشتباهي هستي

تو اينجا اشتباه آمده‌اي تو اصلا زمان را اشتباه آمده‌اي

اينجا همه خوابند و خوش دارند كه بخوابند

اگر شروع به كار كني سروصدا مي‌شود و اين افراد بد خواب مي‌شوند

اگر پايت را روي دمي بگذاري فرياد صاحب دم نيز بلند مي‌شود باز ديگران را بيدار مي‌كند

آقای دکتر اينجا هر جا كه پا مي‌گذاري دمي است

اينجا مردم براي همه دست مي زنند

نمي‌دانند براي كه بيايد دست بزنند و براي كه پا، براي كه دل

اينجا اگر برايت دل بزنند مهم نيست مهم اين است كه برايت دست بزنند

اينجا هيچكس به تو محل نمي‌گذارد

چون تو اينجا غريبه هستي و تو اصلا اهل اينجا نيستي

اهل اينجا هشت ساعت مي‌خوابند

هشت ساعت سر كار چرت مي‌زنند

هشت ساعت هم غيبت مي‌كنند و تفريح

اينجا جاي تو نيست كه اصلا نمي خوابي، اينجا جاي تو نيست كه 3 ساعت استراحت مي‌كني

اينجا جاي كساني كه مي خواهند كار كنند نيست، اينجا اگر كاري هم ميكني بايد براي پول باشد و مقام اما اينها مد نظر تو نيست، پس اشتباهي آمده اي آقاي رئيس جمهور

اينجا رئيس جمهور كه اين شكلي نيست، اينجا رئيس جمهور كه نبايد ديسيپلينش را برهم بزند

اينجا رئيس جمهور كه نبايد پيش مردم بيايد، بايد مردم پيش او بيايند آن هم با كلي عذاب كشيدن و آخر هم نشود كه ببينندش.

اينجا رئيس جمهور بايد حرف‌هاي غلمبه سلمبه بزند نه مثل تو ساده كه همه بفهمند

اينجا رئيس جمهورهاي خاص خود را دارد، اينجا بايد سر مردم را كلاه بگذاري اگر نه كلاهت پس معركه است

اينجا حرف نيچه اصالت دارد خدا مرده است اما نه اگر خدا مرده بود كه تو نمي‌آمدي

نمي‌دانم گاهي اينطوري گيج مي‌شوم

اصلا ما هرچه مي‌گشيم از دست همين خدا است و همين دين و علي اما هر چه باشد اين را مطمئن هستنم كه تو اشتباه آمده‌اي.

تو بايد در زمان علي مي بودي علي تنها بود دنبال كسي مي گشت كه اهل كار باشد و اهل درد و اهل مردم و تو بايد آن زمان مي آمدي با همين كاپشنت و با همين لباس ساده‌ات و حرف زدن ساده‌ات و كار كردن سخت، تو اشتباهي آمده‌اي هم تو و هم آن سيد همان تنها فردي كه تو را حمايت مي كند.

مي داني تو بد وقتي آمده‌اي،  آمدي و چرت بعد از ظهر ما را پاره كرده‌اي آخر اين چه كاري است، مگر نمي‌داني 1400 سال است دوره اين اينطور كار كردن‌ها زحمت كشيدن ها حق گفتن‌ها گذشته است.

مگر نمي‌داني ما اگر خود علي هم بيايد پشت سرش حرف مي‌زنيم ما اگر حسين هم بيايد به جاي كربلا به سينه زني هيئت‌هايمان ميرويم دوره دوره اين طور حرفها نيست دوره دوره ذولفقار نيست دوره دوره آتش در دست برادر نهادن نيست، دوره دوره‌ي نهج البلاغه نيست

دوره دوره‌ي آيه‌هاي جهاد و قرآن نيست، بايد با ائمه كفر كنار آمد، دوره دوره حل من ناصر ... نيست،

دوره ی بي سياست بودن تشنگي كشيدن و قتل عام شدن نيست، دوره دوره‌ي حق نيست، بايد با معاويه ساخت، بايد هم مالك را داشت هم عمروعاص را، بايد با معاويه متحد شد و كشورهاي ديگر را گرفت، بايد عايشه را تجليل كرد بايد زرنگ بود بايد سياست داشت بايد كياست داشت حفظ خويش از اهم واجبات است حتي به قيمت كشته شدن حق.

چرا با دستان خودت به محلكه مي روي مگر خدا نگفته است وقتي مي‌توان با كمي سياست هم خود را حفظ كرد و هم راي خود را هم حمايت مردم را و هم حمايت ثروتمندان را هم حمايت زورگويان را و هم حمايت مذهبيون را هم حمايت همه دنيا را

وقتي مي توان با كمي سياست هم دنيا را داشت هم آخرت را چرا پس اين كار را نكرد، وقتي مي‌توان حق را گفت طوري كه به هيچ ناحقي بر نخورد حق را عمل كرد بگونه‌اي كه هيچ ناحقي ناراحت نشود، حق را پيروي كرد طوري كه هيچ خطري تو را تهديد نكند

حتي حق را كشت طوري كه هم خدا راضي باشد هم خلق خدا، پس چرا اين كار را نكردي.

آقاي احمدي نژاد به تو بگويم اگر مي‌خواهي اينجا بماني و اگر مي‌خواهي رئيس جمهور شوي بايد فاميلت را عوض كني هم فاميلت را و هم فاميلت را.

ديگر اين نژاد حق مسئوليت گرفتن ندارند نژاد احمد يعني آل محمد اينها و هر كه معتقد به آنها است بايد بروند بايد بروند جاي ديگر اينجا قوانين خودش را دارد، اگر هر سال قرآن سر نيزه شود هر سال حكميت اجرا خواهد شد، ما هيچ‌گاه از گذشته‌ها درس نمي‌گيريم.

آقاي احمدي نژاد ما دنبال دردسر نيستيم براي همين پشت سر تو نخواهيم آمد.

ما دنبال آسايش هستيم دوست داريم امنيت داشته باشيم پول داشته باشيم تفريح داشته باشيم،  خوش‌گذراني كنيم  و اگر ميزي داشته باشيم كه پشتش جدول حل كنيم بد نيست اگر اينها را كسي به ما بدهد حتي اگر حسين در كربلا باشد قول مي‌دهيم از پشت ميزمان تكان نخوريم.

ما آيه‌هاي جهاد را چه كار داريم ما علي را چكار داريم  ما حق را چه كار داريم دوره دوره اين حرفها نيست به ما چه كه بچه هاي يتيم گرسته مي خوابند به ما چه كه جانبازي ريه‌هايش سياه شده و نفسش بيرون نمي آيد، به ما مربوط كه در جنوب شهر چه مي گذرد.

يا به ما چه مربوط كه فلان پدر كليه هايش را به مفت فروخت تا چند روز ديگر زنده بمانند، يا فلان دانش آموز براي مدرسه رفتن كفش ندارد، يا هزار كاگر را از كارخانه فلان آقا اخراج كرده‌اند و يا و يا و يا ........ اينها به ما چه ربطي دارد.

آقای احمدی نژاد آمدی و چرت بعد از ظهر ما را پاره کردی

بگذار چرتمان را بزنيم برو ديگر همين حرفهايي كه زدم دارد خواب را از سرم مي پراند .....

روزنامه نگار مسلمان/

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 12:44  توسط مرتضي مصباح راد  | 

اين روزها شاهد افزايش بحران در نوار غزه و تشديد محاصره تحميلي و ظالمانه و بسته شدن گذرگاه‌ها ارتباطي اين منطقه توسط رژيم منفور صهيونيستي هستيم و اين فاجعه انساني هر لحظه ابعاد كسترده تري به خود ميگيرد. به گونه‌اي كه شماري از بخش‌هاي غزه در طول شبانه روز بيش از 20 ساعت برق ندارند.

بحران كمبود گاز مصرفي، غذا، د ارو، شيرخشك براي نوزادان نيز شدت گرفته‌ و رژيم منفور صهيونيستي همچنان از ورود سوخت لازم براي راه‌اندازي نيروگاه اصلي برق نوار غزه جلوگيري مي‌كند كه اين امر باعث شده‌ است تا مردم نوار غزه براي سومين هفته متوالي شب‌ها مانند روزها در ظلمت سر كنند.

اين اوضاع و افزایش حملات به غزه در شرايطي است كه اوباما رئيس دولت آمريكا پس از پيروزي در انتخابات اين كشور شعار هاي تغيير را در عملكرد آمريكا در منطقه سرداده است.

 ناگفته نمايند كه سياست هاي آمريكا به اصطلاح از پيش تعيين شده است و با آمدن يك نفر يا چند نفر بر سر قدرت تغيير نميكند سياستي كه توسط لابي هاي صهيونيستي در آمريكا شكل گرفته است و در حقيقت هر فردي كه رئيس جمهور مي‌شود عروسكي بيش نيست كه با نخهاي رژيم صهيونيستي تحركاتي دارد.

در آمریکا تمام سیاستهای دراز مدت آن کشور در شورای سیاست گذاری طراحی و تصویب می شود و روسای جمهور حالا هرکس که باشد مجری این سیاستهاست، علاوه بر آن آمریکا کاملا در چنبره صهیونیستها اسیر است و آیپک در راس تمام سازمانهای سیاست گذار آمریکا است همچنانکه تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری در آن سازمان حضور یافته و وفاداري خود را به آن اعلام مي‌كنند.

تبلیغات اوباما را هم اگر مرور کنید نشانه های سر سپردگی به صهیونیستها و دشمنی با ایران و جهان اسلام را در آن خواهید دید و در آینده نزدیک همین اوباما با موضع گیری هایش نشان خواهد داد که چقدر به شعارهایش وفادار است.

پس از پيروزي اوباما در آمريكا، لحظه‌اي كه همه فكر مي‌كردند اوباما با بوش جلاد عراق و افغانستان و حامي كشتار در فلسطين متفاوت است حمله به غره و فلسطين اشغالي شدت گرفت و هر لحظه خبر شهادت جوانان مبارز اين كشور به گوش مي‌رسيد.

در واقع شعار های تغییر و مذاکره  اوباما راه را براي فشار بر مردم فلسطين به ويژه نوار غزه باز كرده است، اگر مذاكره تداوم يابد، علاوه بر خدشه دار شدن وجهه ايدئولوژيك و استكبارستيز نظام اسلامي، فرصت هاي ديپلماسي عمومي احمدي نژاد كه در حال پيشروي سريعي است، از دست مي رود و اگر مذاكره به هم بخورد، راه براي جدا كردن ايران از جامعه جهاني باز مي شود و ايران با كمك پروپاگانداي رسانه اي به عنوان يك كشور تند و منزوي معرفي مي شود.

حركتهاي موذيانه و مزورانه آمريكا و رژيم صهيونيستي، اين بار در قالب ديگري با مترسكي به نام اوباما اجرا مي‌شود واين حركتهاي امروز از فشار به مردم فلسطين به ويژه نوار غزه و كشتار وحشيانه زنان و كودكان و مردان اين شهر آغاز شده است و امروز اوباما مسئول همه فجايعي است كه توسط رژيم صهيونيستي اجرا مي‌شود.

باراک اوباما امروز مسئول همه فجايع غزه است.

**خروش وبلاگی برای غزه:

غيرت؟ بي‌خيال آقا!(کیان)

رژيم غاصب صهيونيستي چيزي براي از دست دادن ندارد(روايتي ديگر:حسن حيدري)

آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید ! (تقی دژکام)

آیا رواست صدای هل من ناصرشان را بشنویم و ساکت بمانیم ؟(مکاشفه)

دعا به خاطر امنیت جکوزیهای تهران (تک نوشته های یک روزنامه نگار)

نوایی برای غزه و روز آزادگی انسان

پاییزی که هوا زمستانی شد

فلسطین ؛ لیله القدر تاریخ اسلام (منبر نت)

یاد آر ز شمع مرده یاد آر ... ( بر ساحل سلامت)

یک نفر با آفتاب و آسمان تنهاست (شمسه)

چگونه میتوان خاموش ماند چگونه میتوان گذشت کرد و چگونه باید گریست (اقلیم)

دولتیزه کردن غزه ! بزرگترین ظلم (یک شاهد)

آیندگان درباره ما چگونه قضاوت می کنند؟(روزگار)

نوار غزه در فلسطین اشغالی(یادداشتهای پراکنده)

محرم زودتر از همیشه شروع شد (گام آخر)

روزنامه نگار مسلمان/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 21:20  توسط مرتضي مصباح راد  |